من یک جادهام
میآیم بی آن که بیایم؛
میرسم بی آن که رسیده باشم.
شمس لنگرودی
من یک جادهام
میآیم بی آن که بیایم؛
میرسم بی آن که رسیده باشم.
شمس لنگرودی
ز دیوارها خشت وز بام سنگ، به کوی اندرون تیغ و تیر و خدنگ/ ببارید چون ژاله ز ابر سیاه، پئی را نبد بر زمین جایگاه ((فردوسی))