آقای مرتضی رضایی منش در ویدیو زیر از خاطره جالب خود در سفر به یزد تعریف میکنند.
ز دیوارها خشت وز بام سنگ، به کوی اندرون تیغ و تیر و خدنگ/ ببارید چون ژاله ز ابر سیاه، پئی را نبد بر زمین جایگاه ((فردوسی))